ما طالب سینمائی هستیم که در آن فکر و ایده نو مطرح شود …

شماره یازدهم ستاره سینما
بهار هزار و سیصد و پنجاه و سه

پای صحبت « فرزانه تائیدی » و « بهروز به نژاد » زوج تازه نمایشنامه های تلویزیونی و تاتری

فرزانه تائیدی : از دیدن بعضی از فیلمهای فارسی عرق شرم روی پیشانیم می نشیند !

بهروز به نژاد : کارگردان فیلم « آدمک » درباره من حق کشی کرده است !

ما طالب سینمائی هستیم که در آن فکر و ایده نو مطرح شود …

0731.jpg« بهروز به نژاد » جوان پر جوش و خروشی است ، که عنقریب جایش در سینمای ایران باز خواهد شد و هم چون فعالیتش در برنامه های تاتری تلویزیون ، خواهد درخشید ، جوانی است خوش بیان ،خونگرم ،زود جوش ، با قدی نسبتا بلند و موهای مجعد ، با فیلم « آدمک » هریتاش به سینما پا گذاشت و هم اکنون فیلم « برهنه تا ظهر با سرعت » از اوآماده نمایش است که در آن با ایرن و فرامرز صدیقی همبازی شده است . « بهروز به نژاد » بدلیل اینکه نمیخواهد در سینمای تجارتی خود را از دست بدهد خیلی کم به بازی در فیلمها تن میدهد ، و در چند ماهه اخیر ترجیح داده است که ببازی در نمایشنامه های تلویزیونی اکتفا نماید .

در نمایشنامه هائی که اغلب او بازی میکند ، فرزانه تائیدی همبازی است و ایندو متفقا یک زوج را تشکیل داده اند ، که احتمالا در فیلمی از یک کارگردان نو پرداز نیز شرکت خواهند جست .
« ستاره سینما » که همیشه کوشش داشته است تا جوانها به بازی گرفته شوند و فعالیتهای ثمربخش آنها بطور گسترده ای منعکس شود ،این هفته پای صحبت بهروز به نژاد نشسته است تا منعکس کننده حرفهای او باشد .

« فرزانه تائیدی » همبازی او که اکنون فیلم « خاک » ساخته مسعود کیمیائی از او آماده نمایش میباشد در این گفتگو شرکت دارد ، که البته در فرصت مناسب دیگری ، با او بطور جداگانه به بحث خواهیم نشست . قبل از اینکه صحبت ما در زمینه مسائل خصوصی آغاز شود ، فرزانه تائیدی از سینمای تجاری گله میکند و میگوید :
گاهی اوقات در همین سینمای خودمان ، به فیلمهای مبتذلی بر می خوریم که از دیدنش عرق شرم روی پیشانی آدم می نشیند .چندی پیش در یک جلسه خصوصی فیلمی را برای ما نمایش دادند ،که من بجرات میتوانم بگویم احمقانه ترین فیلم تاریخ سینمای ایران بود . اما متاسفانه این فیلم فروخت و عده ای از تماشاگران هم از آن استقبال کردند . من فکر میکنم علت این استقبال وجود صحنه های سکسی غیر منطقی و مقداری دیگر از این صحنه های « تماشاچی گول زن » بوده است .

0731.jpg« فرزانه » دل پری از سینما دارد . او که در سال گذشته بعنوان محبوب ترین چهره هنری معرفی شده است میگوید :
وقتی آدم می بیند که در سینمای فارسی از هر صد فیلم نود فیلم غیر منطقی ساخته میشود ، مجبور می گردد که نا خودآگاه از این سینما دوری و به تاتر بپردازد . درست است که بازی در سینما پول خوبی دارد ، ولی من ترجیح میدهم که از بازی در فیلمهای سطح پائین خود داری کنم و برای بازی در فیلمهای خوب حتی از دستمزدم هم بکاهم ، برای مثال من هنگام فیلمبرداری « هشتمین روز هفته » ساخته حسین رجائیان که اکنون آماده نمایش است ، یکسال تمام سر صحنه فیلمبرداری حاضر شدم ، بدون اینکه کوچکترین اعتراضی بکنم .چون میدانستم یک کار خوب دارد انجام میگیرد . در حالیکه عده ای از هنرمندان ما اگر زمان فیلمبرداری بیش از ماه بطول بیانجامد ، سر و صدایشان بلند میشود و از ادامه کار خوداری می کنند .

« بهروز به نژاد » همین عقیده را دارد ، او در ادامه حرفهای فرزانه می گوید :
در محیط هنری ما بچه های دست اندرکار و مخصوصا جوانها با مشکلات زیادی سر و کار دارند و باین جهت است که خیلی ها بقول معروف نیامده میروند و جا میزنند و شاید هم در مقابل فیلم های آنچنانی مجبور به کناره گیری میشوند . ولی چه میتوان کرد ؟ باید کوشید تا خیلی چیزها را عوض کرد . فرمها و قوانین متداول و هم چنین شرایط هنر پیشه شدن در سینمای فارسی حتما احتیاج به ترمیم دارد . بخصوص در مورد خانمها … امیدوارم سوءتفاهمی پیش نیاید ، ولی واقعا عده ای از ستارگان سینمای فارسی ، به صرف « آزاد بودن » و یا فقط خوشگل بودن و یا هنرپیشه فیلمهای تبلیغاتی بودن ، نباید در این سینما نفوذ کنند ….. بنظر من سازندگان فیلمهای ایرانی باید مقداری هم دنبال استعداد و شعور هنرپیشه بروند .

اگر حمل بر گنده گوئی من نکنید ، میخواهم بگویم که بعضی از فیلمسازان ما تماشاچی را گمراه کرده اند ، به همین دلیل تماشاچی ها هم باید مثل سینما گران در بین خود انشعاب بوجود بیاورند و از دیدن فیلمهای بد پرهیز کنند . من هم مثل هر علاقمند به سینمای وطنی دلم میسوزد که چرا فیلمهای قابل تفکر در سینمای ما کم وجود دارد چرا ؟ درست است که همه میگویند بالاخره روزی تمام مهره های این سینما سر جای خودش قرار خواهد گرفت . ولی آن روز چه روزی خواهد بود امیدوارم خیلی دیر نباشد !

وقتی فرزانه و بهروز درباره نوع فعالیتشان در سینما سئوال میکنم ، هر دو میگویند :
ما طالب سینمائی هستیم که درآن ایده و فکر نو مطرح باشد. و ازهر نوع جنجال و شلوغ بازی بیزاریم .

0731.jpg« فرزانه تائیدی » علاوه بر این که در فیلمهای سینمائی فعالیت میکند ، در استخدام اداره تاتر نیز می باشد . وی مدت چهار سال ازایران دور بوده ،و فعلا در حدود دو سال میشود که بایران باز گشته است . او در آمریکا با علی شاهیلانی ازدواج کرده ،و گویا این روزها کار طلاق و جدائی آنها تمام شده است ! درباره این موضوع از فرزانه سئوال میکنم و میپرسم :
چرا میخواهی از شوهرت جدا شوی ،آیا فعالیت هنری تو باعث شده تا بین شما اختلاف بوجود بیاید ؟

خیلی ساده میگوید :
نه ما با هم تفاهم و توافق نداریم ، او مرتب میگوید که بخارج بر گردیم ، در حالی که من میخواهم بمانم و در همین جا فعالیتم را ادامه دهم . اینست که هر دو با یکدیگر بتوافق رسیده ایم از هم جدا شویم .
عکس این سئوال را از بهروز به نژاد میکنیم و از او می پرسیم :
خیال ازدواج کردن نداری ؟
خنده ای تحویلمان میدهد و می گوید :
ای بابا ،ما و ازدواج ؟
از بهروز می پرسم :
فعالیت هنری خود را از کجا و چگونه آغاز کردی ؟
جواب قشنگی باین سئوال میدهد :
من نه از دوران بچگی عاشق هنر پیشگی بودم و نه از دبستان و دبیرستان هنر پیشگی را شروع کردم و نه اینکه ورزشکار بوده ام .بلکه من فقط یک تماشاچی خوب تاتر و سینما بوده ام . من بعد از گرفتن دیپلم ، مثل خیلی از جوانها دچار سرگشتگی و بلاتکلیفی شدم . این بلاتکلیفی درست زمانی در من بوجود آمده بود که من دچار بحرانهای فکری بودم و برای این که ذهن شلوغم را تا حدودی به آرامی بکشانم ، تاتر را برگزیدم و به این خاطر بعد از کنکور وارد دانشکده هنرهای زیبا شدم و در جوار تحصیل رشته تاتر فعالیت هنریم را آغاز کردم . اولین نمایشنامه ای که بازی کردم « دشمن ملت » نام داشت اثر ایبسن که « سعید سلطانپور »آن را کارگردانی کرد واین برای من یک تجربه خوب بود . بعد از مدتی با صیاد همکاریم را شروع کردم و در پیس « فالگوش »و «در قوز آباد » شرکت جستم که این دو نمایشنامه در پنجمین و چهارمین جشن هنر بروی صحنه آمد . آنگاه در نمایشنامه های تلویزیونی « آقا پسر بخانه می آید »، «قمار بازان » ، « شب عاشقانه بیدل » و چند نمایشنامه دیگر بازی کردم .
از بهروز سئوال میکنم :
چطور شد که در فیلم « آدمک » بازی کردی ؟
جواب میدهد :
در خلال همکاری با صیاد ،بازی در فیلم «آدمک» را آغاز کردم صرفا بخاطر این که در سینما نیز فعالیتی کرده باشم . ولی متاسفانه بعد از دوران مشقت باری که با اعضاء غیرحرفه ای این گروه داشتم خوشبختانه با بروی اکران آمدن فیلم حق کشی هائی درباره ام صورت گرفت که زحماتم از دیدگاه منتقدین و مردم ارج گذاشته شد .

پس چطور شد که بازی در فیلم دوم هریتاش « برهنه تا ظهر با سرعت » را پذیرفتی ؟
بنا به پیشنهاد کارگردان آدمک ، برای ایفای نقش نخست فیلم برهنه تا ظهر … وارد مذاکره شدم و با یکدیگر توافق کردیم ولی هنوز تهیه کننده ای در کار نبود تا آن آقای میثاقیه به بنده پیشنهاد کردند که فیلم در آنجا ساخته شود . بعد از این موضوع همکاری آغاز شد و هنگام شروع فیلم نقش من بنا بعللی تبدیل به نقش دوم شد و من با جان و دل ،صرفا بخاطر تهیه کننده فیلم این نقش را بازی کردم ،در حالی که کارگردان فیلم همچنان در حق من حق کشی کرده است .

از بهروز به نژاد نمایشنامه « رومئووژولیت » اثر ژان آنوی و به کارگردانی اسماعیل شنگله با شرکت بهمن فرسی ،پرویز پرورش آذر فخر ، مهین شهابی و فرزانه تائیدی آماده پخش از تلویزیون می باشد . همچنین نمایشنامه دیگری از او آماده پخش می باشد بنام « گلدان » . در ضمن «به نژاد » بازی در یک سریال تلویزیونی بنام « گذر خلیل ده مرده » را شروع کرده که در آن با جمشید مشایخی و اکبر مشکین همبازی است . همچنین وی در حال حاضر در فیلمی به کارگردانی علی حاتمی بازی میکند که از مثنوی مولوی الهام گرفته شده . این فیلم در سیزده قسمت برای تلویزیون ساخته می شود .

حرف آخر این دو هنرمند اینست که :
ما همیشه در فیلمهای خوب و برجسته بازی خواهیم کرد . در غیر اینصورت ترجیح میدهیم همچنان به فعالیت خود در تاتر ادامه دهیم .